اعدام و جنگ؛ دو لبهی قیچیِ رژیم برای بقا؛ چرا زمانِ پایانِ مماشات فرا رسیده است؟ اعدام و جنگ؛ دو لبهی قیچیِ رژیم برای بقا مقدمه: تزلزل در اوج نمایش قدرت مراسم خاکسپاری خامنهای نه یک نمایشِ اقتدار، که بهتزدگیِ یک سیستم در آستانهی فروپاشی بود. رژیمی که بر لبهی پرتگاه ایستاده، برای سرپا ماندن به دو ابزارِ قدیمی چنگ زده است: سرکوبِ خونین در داخل و دامن زدن به بحران و جنگ در خارج. این همان خواسته مقاومت مردم ایران است چرا که مرگ جلادان حاکم در گرو صلح و آزادی است اما این تفاهمنامههای پشتپرده با قدرتهای جهانی و امید به «توافق»، تنها مسکنهایی موقت برای تنی هستند که دچار عفونتِ سرنگونی شده است. نه به اعدام یک درخواست نیست یک اراده ملی است اعدام، سلاحِ استیصال عملیاتهایِ دلیرانهی کانونهای شورشی – از پاسخ به مراسمِ خاکسپاری تا حمله به پستِ بازرسی در مشهد – کابوسِ واقعیِ بیتِ ولایت است. رژیمِ آخوندی که با نیروهایی وارفته، ناامید و درگیرِ جنگِ قدرتِ درونی مواجه است، تنها راهِ بقا را در «ارعابِ عمومی» میبیند. کانونهای شورشی قلب تپنده ارتش آ...
تحلیلِ استراتژیک: چرا بریتانیا اکنون «نقاب» را کنار زد؟ دولتِ بریتانیا در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، با استناد به «قانونِ امنیتِ ملی (تهدیداتِ دولتی)»، عملاً سپاه پاسداران را در وضعیتی قرار داد که دیگر نه به عنوان یک «نهادِ نظامیِ دولتی»، بلکه به عنوان یک «سازمانِ تروریستیِ تحتِ حمایتِ دولت» شناخته میشود. این تصمیم، پاسخی دیرهنگام اما راهبردی به بیش از ۲۰ توطئهیِ تروریستیِ کشفشده در خاکِ بریتانیا در ۱۲ ماهِ گذشته است. ۱. مرگِ رسمیِ «مصونیتِ دیپلماتیک» تا پیش از این، دولتهایِ غربی از لیستگذاریِ سپاه خودداری میکردند، زیرا نگرانِ «قطعِ کانالهایِ ارتباطی» با تهران بودند. اما چرا امروز این نگرانی کنار گذاشته شد؟ رژیمِ ایران با نفوذِ مستقیم در خاکِ بریتانیا (حملاتِ سایبری، طرحهایِ ترورِ روزنامهنگاران و آتشسوزیهایِ زنجیرهای علیه نهادهایِ یهودی و رسانههایِ مخالف)، «امنیتِ ملی» بریتانیا را به خطر انداخت. وقتی یک بازیگرِ دولتی، قواعدِ بازیِ دیپلماتیک را با «تروریسمِ خیابانی» جایگزین میکند، دیگر نمیتواند از مصونیتِ دیپلماتیک برخوردار باشد. دولتِ بریتانیا صراحتاً اعلام کرد که سپاه پاسدار...
در سپهر سیاسی ایران، شعار «درود بر رجوی» تنها یک خطاب به یک فرد نیست. این شعار، در حقیقت تجلیِ یک هویت مبارزاتی، استراتژیِ نوین و تعهد به گذار از دیکتاتوری است. برای درک عمیق این مفهوم، باید بدون تعصب و با نگاهی تحلیلی به ریشهها و پیامدهای این شعار در مسیر مبارزات آزادیخواهانه ایران نگریست. این شعار، ستایشِ یک فرد نیست، بلکه ارج نهادن به استمرارِ تاریخیِ یک راه است که از سال ۱۳۴۴ آغاز شده و با عبور از گردنههای سختِ سرکوب و تصفیههای خونین، به بلوغِ تشکیلاتیِ کنونی رسیده است. در واقع، آنچه ما آن را به نامِ رجوی میشناسیم، تبلورِ یک متدولوژیِ مبارزاتی است که ثابت کرده بقایِ مبارزه، برخلاف جنبشهای هیجانی، تنها در گروِ «سازمانیافتگی» و پرداختِ بهای سنگینِ آن است صدایِ یکپارچهی آزادیخواهان؛ تجمعاتی که فراتر از یک حضورِ فیزیکی، نشاندهندهی همبستگیِ تشکیلاتی برای رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک است. سازمان یافتگی اساس یک مقاومت و شالوده حیات آن است ۱. تعریف نوین از مبارزه: عبور از «فردگرایی» به «سازمانیافتگی» تاریخ مبارزات ایران نشان میدهد که بسیاری از جنبشها به دلیل فق...
Comments
Post a Comment