سانسور تاریخ در کشتار ۶۷؛ چرا برخی رسانهها هویت قربانیان را حذف میکنند؟
دادخواهی یا مصلحتسنجی؟ چرا برخی رسانهها هویت قربانیان کشتار ۶۷ را سانسور میکنند
![]() |
| سانسور و خط کشیدن بر سند تاریخی فتوا؛ مواجهه برخی رسانهها با حقیقت کشتار ۶۷ |
تاریخ انتشار: ۱۲ اوت ۲۰۲۶
رسانه: وبلاگ ایران لست نیوز (Iran Last News)
مقدمه: تاریخنگاری گزینشی و آسیب به اصل حقیقت
دادخواهی و بازخوانی جنایات تاریخی، رسالتی اخلاقی و حقوقبشری است که استقلال و صداقتِ کاملِ رسانهای را میطلبد. هرگاه روایتی تاریخی با ملاحظات، خطکشیها و مصلحتسنجیهای سیاسیِ روز مخدوش شود، نخستین قربانی، خودِ «حقیقت» و اعتبارِ دادخواهی خواهد بود.
در روزهای اخیر، انتشار برنامههایی با موضوع کشتار تابستان ۱۳۶۷ در برخی رسانهها (از جمله برنامه «میدان»)، بار دیگر یک تناقض و رویهٔ تأملبرانگیز را آشکار کرد: حاشیهنشین کردن، تقلیل دادن یا سانسور کامل نام سازمان مجاهدین خلق بهعنوان هدف اصلی و اولیهٔ فتوا و جنایت تابستان ۶۷.
سوال بنیادی این است: آیا میتوان از یک قتلعام سازمانیافته صحبت کرد اما نام و هویت قربانیان اصلی آن را حذف نمود؟

هشدار تاریخی آیتالله منتظری به هیئت مرگ: با کشتن حل نمیشود، بلکه تروج میشود.
۱. اسناد غیرقابل انکار؛ فتوای خمینی و نوار صوتی منتظری
برای درک میزان انحراف در اینگونه روایتهای رسانهای، کافی است به دو سندِ قاطع تاریخی مراجعه کنیم:
فتوای کتبی روحالله خمینی در تابستان ۶۷: متن حکم خمینی مستقیماً و صریحاً صادر شد و بر پایهٔ «ایستادگی بر سر موضع» بنا شد.
نوار صوتی نشست تاریخی ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ آیتالله منتظری: در این جلسه، منتظری خطاب به هیئت مرگ صراحتاً اعلام کرد که این اقدام بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی است و تاکید کرد اعدامها متوجه این جریان است.
تمام اسناد حقوق بشری بینالمللی و گزارشهای سازمان ملل صحه میگذارند که موج نخست و بدنه اصلی اعدام شدگان تابستان ۶۷ را اعضا و هواداران این سازمان تشکیل میدادند و در مراحل بعدی سایر گروههای چپ و دگراندیشان نیز اعدام شدند. بنابراین، کتمان این واقعیت، ناپدیدسازی دوبارهٔ هویت قربانیان در متن تاریخ است.
۲. چرا برخی رسانهها دست به سانسور میزنند؟
حذف یا کمرنگ کردن هویت سیاسی قربانیان ۶۷ در برخی برنامهها، متکی بر چند الگوی نادرست رسانهای است:
کادربندی تعمیمیافته (General Framing): استفاده از عناوین کلی مانند «زندانیان سیاسی» بدون اشاره به هویت سازمانی، که ظاهراً با هدف خنثیسازی خبر انجام میشود، اما در عمل شناسهٔ تاریخی جنایت را پاک میکند.
اعمال قطببندیهای سیاسی روز در وقایع گذشته: برخی رسانهها به دلیل تمایلات سیاسی، مخالفت با یک جریان خاص، یا هراس از ریزش مخاطبان، حاضر میشوند بخشی از واقعیت تاریخی را کتمان کنند.
دادخواهی گزینشی: متاسفانه حقوق بشر برای برخی گروهها تنها تا جایی محترم است که با منافع و خطمشی سیاسی آنها تعارضی نداشته باشد.
۳. پیامدهای خطرناکِ تحریف تاریخ برای پروسه دادخواهی
هنگامی که یک رسانه نام قربانی اصلی را حذف میکند، ناخواسته چند آسیب بزرگ به دادخواهی وارد میسازد:تضعیف سندیت حقوقی پرونده: در دادگاههای بینالمللی (مانند دادگاه حمید نوری در سوئد)، مدارک بر اساس هویت و صورتجلسههای اعدام قربانیان تنظیم شده است. انکار این هویت، دستاوردهای حقوقی دادخواهی را تضعیف میکند.
پاسخ به خواستهٔ آمران جنایت: هدف رژیم از کشتار ۶۷ پاک کردن کامل یک اندیشه و تشکیلات بود. حذف نام آنها در رسانهها، ادامهٔ همان سناریوی «حذف فیزیکی و رسانهای» است.
سلب اعتماد عمومی: مخاطبی که اسناد تاریخی را دیده باشد، با مشاهده سانسور رسانهای، صداقت آن برنامه را زیر سؤال میبرد.
![]() |
| پایداری بر سر آرمان؛ نمادی از قربانیان قتلعام تابستان ۱۳۶۷. |
نتیجهگیری: حقیقت قابل مصادره نیست
دادخواهی واقعی، خطکشی سیاسی نمیشناسد. اگر قرار است با جنایات دیکتاتوری مبارزه شود، نمیتوان با ابزار «سانسور» و «دستکاری تاریخ» به جنگ آن رفت.
قربانیان کشتار تابستان ۶۷، صرفنظر از هرگونه مرزبندی سیاسی، انسانهایی بودند که بر سر باوری که داشتند ایستادند. حذف نام و هویت آنها از برنامههای رسانهای، نه یک اشتباه سهوی، بلکه سوءاستفاده از حافظه جمعی است. حقیقت تاریخی، فراتر از خطمشیهای تحریریهای است و سرانجام از میان تمام غبارهای سانسور بیرون خواهد آمد.


Comments
Post a Comment