تحلیلِ استراتژیک: چرا بریتانیا اکنون «نقاب» را کنار زد؟

 تحلیلِ استراتژیک: چرا بریتانیا اکنون «نقاب» را کنار زد؟

دولتِ بریتانیا در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، با استناد به «قانونِ امنیتِ ملی (تهدیداتِ دولتی)»، عملاً سپاه پاسداران را در وضعیتی قرار داد که دیگر نه به عنوان یک «نهادِ نظامیِ دولتی»، بلکه به عنوان یک «سازمانِ تروریستیِ تحتِ حمایتِ دولت» شناخته می‌شود. این تصمیم، پاسخی دیرهنگام اما راهبردی به بیش از ۲۰ توطئه‌یِ تروریستیِ کشف‌شده در خاکِ بریتانیا در ۱۲ ماهِ گذشته است.


دولتِ بریتانیا در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، با استناد به «قانونِ امنیتِ ملی (تهدیداتِ دولتی)»، عملاً سپاه پاسداران را در وضعیتی قرار داد که دیگر نه به عنوان یک «نهادِ نظامیِ دولتی»، بلکه به عنوان یک «سازمانِ تروریستیِ تحتِ حمایتِ دولت» شناخته می‌شود. این تصمیم، پاسخی دیرهنگام اما راهبردی به بیش از ۲۰ توطئه‌یِ تروریستیِ کشف‌شده در خاکِ بریتانیا در ۱۲ ماهِ گذشته است.

۱. مرگِ رسمیِ «مصونیتِ دیپلماتیک»

تا پیش از این، دولت‌هایِ غربی از لیست‌گذاریِ سپاه خودداری می‌کردند، زیرا نگرانِ «قطعِ کانال‌هایِ ارتباطی» با تهران بودند. اما چرا امروز این نگرانی کنار گذاشته شد؟

رژیمِ ایران با نفوذِ مستقیم در خاکِ بریتانیا (حملاتِ سایبری، طرح‌هایِ ترورِ روزنامه‌نگاران و آتش‌سوزی‌هایِ زنجیره‌ای علیه نهادهایِ یهودی و رسانه‌هایِ مخالف)، «امنیتِ ملی» بریتانیا را به خطر انداخت. وقتی یک بازیگرِ دولتی، قواعدِ بازیِ دیپلماتیک را با «تروریسمِ خیابانی» جایگزین می‌کند، دیگر نمی‌تواند از مصونیتِ دیپلماتیک برخوردار باشد.

دولتِ بریتانیا صراحتاً اعلام کرد که سپاه پاسداران مستقیماً پشتِ حملاتِ گروهِ «اصحابِ یمین» (IMCR) بوده است. این یعنی بریتانیا دیگر سپاه را به عنوان «ارتشِ یک کشور» نمی‌بیند، بلکه آن را «مرکزِ فرماندهیِ شبکه‌هایِ تبهکار» می‌شناسد.

۲. چرا این خبر، «پایانِ عصرِ مماشات» است؟

این تصمیم، پیامی برایِ تمامِ لابی‌هایِ مماشات‌گر در غرب است: «دیگر راهی برایِ تطهیرِ این نهاد باقی نمانده است.»  لیست‌گذاریِ سپاه، تنها محدود به مجازاتِ مالی نیست؛ این اقدامی است که تمامِ دارایی‌ها، اموال و شبکه‌هایِ پشتیبانیِ سپاه در بریتانیا را «غیرقانونی» می‌کند. از این پس، هر شرکت یا فردی که با سپاه همکاری کند، ممکن است به «حبسِ ابد» محکوم شود. این یعنی «تنگ‌تر شدنِ حلقه» اطرافِ ساختارِ اقتصادیِ رژیم.
دیگر راهی برایِ تطهیرِ این نهاد باقی نمانده است.



این تصمیم، پیامی برایِ تمامِ لابی‌هایِ مماشات‌گر در غرب است: «دیگر راهی برایِ تطهیرِ این نهاد باقی نمانده است.»

لیست‌گذاریِ سپاه، تنها محدود به مجازاتِ مالی نیست؛ این اقدامی است که تمامِ دارایی‌ها، اموال و شبکه‌هایِ پشتیبانیِ سپاه در بریتانیا را «غیرقانونی» می‌کند. از این پس، هر شرکت یا فردی که با سپاه همکاری کند، ممکن است به «حبسِ ابد» محکوم شود. این یعنی «تنگ‌تر شدنِ حلقه» اطرافِ ساختارِ اقتصادیِ رژیم.

یست‌گذاریِ سپاه، تنها محدود به مجازاتِ مالی نیست؛ این اقدامی است که تمامِ دارایی‌ها، اموال و شبکه‌هایِ پشتیبانیِ سپاه در بریتانیا را «غیرقانونی» می‌کند. از این پس، هر شرکت یا فردی که با سپاه همکاری کند، ممکن است به «حبسِ ابد» محکوم شود. این یعنی «تنگ‌تر شدنِ حلقه» اطرافِ ساختارِ اقتصادیِ رژیم. و این با کانونهای شورشی که در ایران فعالیت میکنند در ارتباط است چرا که عملکردهای شجاعانه آنها زمینه ساز شد

جایگاهِ «کانون‌هایِ شورشی» تغییرکرد. مبارزه‌یِ آن‌ها دیگر «شورشِ علیه دولت» نیست؛ 
بلکه «ایستادگیِ دموکراتیک علیه یک شبکه‌یِ تروریستیِ جهانی» است


۳. پیوندِ لیست‌گذاری با «مبارزه‌یِ میدانی» در ایران

این اقدامِ بین‌المللی، یک «پشتوانه‌یِ حقوقی» برایِ مبارزاتِ داخلی در ایران فراهم می‌کند:
وقتی جامعه‌یِ جهانی سپاه را یک نهادِ تروریستی می‌نامد، جایگاهِ «کانون‌هایِ شورشی» تغییر می‌کند. 
مبارزه‌یِ آن‌ها دیگر «شورشِ علیه دولت» نیست؛ بلکه «ایستادگیِ دموکراتیک علیه یک شبکه‌یِ تروریستیِ جهانی» است.

نسلِ جوانی که هنوز تردید دارد که آیا «سازمان‌یافتگی» پاسخ می‌دهد یا خیر، حالا با این واقعیت روبروست که «دشمنِ او، دشمنِ جامعه‌یِ جهانی هم هست.» اگر سپاه پاسداران در لندن تروریست است، در تهران هم همان است. 
این «هم‌راستاییِ حقانیت»، بزرگترین دستاوردِ سیاسیِ مقاومت در این مقطع است.

ما باید این مطلب را با این نتیجه‌گیری تمام کنیم: «وقتی بریتانیا لیستِ سیاه را می‌بندد، یعنی بن‌بستِ سیاست‌هایِ سابقِ تهران کامل شده است.» 
اکنون، میدانِ مبارزه از «لابی‌گریِ سیاسی» به «صراحتِ امنیتی» تغییر یافته و در این فضایِ جدید، تنها کسانی که در سمتِ درستِ تاریخ ایستاده‌اند (یعنی نیروهایِ تغییرِ دموکراتیک)، قدرتِ تعیین‌کنندگی خواهند داشت.
دولتِ بریتانیا با لیست‌گذاریِ سپاه، نه تنها یک نهادِ تروریستی را محدود کرد، بلکه «پروژه‌یِ سیاسیِ» کسانی را که بر شانه‌هایِ همین نهاد ایستاده بودند، با شکستِ جبران‌ناپذیر روبرو کرد. رضا پهلوی و جریانِ موروثی، سال‌هاست که در یک قمارِ خطرناک، به دنبالِ بازگشت به قدرت از طریقِ «توافق با سپاه» یا «تکیه بر بقایایِ دستگاهِ اطلاعاتیِ ملاها» بوده‌اند.


بخش دوم: پارادوکسِ موروثی؛ از «تکیه بر جلادان» تا «انزوایِ حقوقی»

دولتِ بریتانیا با لیست‌گذاریِ سپاه، نه تنها یک نهادِ تروریستی را محدود کرد، بلکه «پروژه‌یِ سیاسیِ» کسانی را که بر شانه‌هایِ همین نهاد ایستاده بودند، با شکستِ جبران‌ناپذیر روبرو کرد. رضا پهلوی و جریانِ موروثی، سال‌هاست که در یک قمارِ خطرناک، به دنبالِ بازگشت به قدرت از طریقِ «توافق با سپاه» یا «تکیه بر بقایایِ دستگاهِ اطلاعاتیِ ملاها» بوده‌اند.

۱. تکیه بر «جلادان»؛ همسویی در استراتژیِ سرکوب

این یک ادعایِ سیاسی نیست، بلکه یک «واقعیتِ عیان» است که در کنش‌هایِ سیاسیِ رضا پهلوی دیده می‌شود. او بارها با اشاره به «ارتش و بدنه سپاه» به عنوانِ اجزایِ لازم برایِ «انتقالِ قدرت»، عملاً دستِ دوستی به سمتِ کسانی دراز کرد که دستانشان به خونِ مردم آلوده است.

چرا او بر رویِ «سپاه و بسیج» به عنوانِ رکنِ فردایِ ایران تأکید داشت؟ چون او به دنبالِ «دموکراسیِ برخاسته از اراده‌یِ مردم» نیست؛ او به دنبالِ «حفظِ نظمِ پیشین» با ابزارهایِ کنونی است. تکیه بر سپاه و نیروهایِ امنیتی، نه یک اشتباهِ محاسباتی، بلکه یک «انتخابِ آگاهانه» برایِ همسویی با همان حاکمیتی است که به نامِ «نظم»، مردم را سرکوب می‌کند. او و حاکمیت، در یک نقطه اشتراک دارند: هراس از قیامِ سازمان‌یافته‌یِ مردم.

۲. لیست‌گذاریِ سپاه؛ تیرِ خلاص به «پروژه‌یِ پیوند»

لیست‌گذاریِ سپاه پاسداران به عنوانِ یک سازمانِ تروریستی، تمامِ پُل‌هایِ پشتِ سرِ رضا پهلوی را ویران کرد.

از این پس، هرگونه رابطه، مکاتبه، یا تلاش برایِ جلبِ حمایتِ نهادهایی که مستقیماً یا غیرمستقیم با سپاه مرتبط بوده‌اند، در حقوقِ بین‌الملل تحتِ عنوانِ «حمایت از تروریسم» قابلِ پیگیری است.
وقتی بریتانیا (و به‌زودی دیگر قدرت‌ها) سپاه را تروریست می‌نامند، فردی که سال‌ها بر «نقشِ سپاه در گذار» تأکید داشته، اکنون نه تنها از نظرِ سیاسی، بلکه از نظرِ «مسئولیتِ کیفری» در موقعیتِ متهم قرار می‌گیرد. این لیست‌گذاری، دستِ او را برای همیشه از سرنوشتِ مردمِ ایران کوتاه می‌کند؛ چرا که «شراکتِ استراتژیک» او با یک ارگانِ تروریستی، در هر دادگاهِ صالحه یا نهادِ بین‌المللی، «جرم» محسوب می‌شود.

تفاوتِ ماهوی در همین‌جاست: برایِ کانون‌هایِ شورشی، سپاه «هدفِ نابودی» است، اما برایِ جریانِ موروثی، سپاه «شریکِ احتمالیِ قدرت».  لیست‌گذاریِ سپاه، تنها پیروزیِ بریتانیا نیست؛ پیروزیِ آن «خطِ سیاسی» است که ۴۰ سال است می‌گوید: «با تروریست نمی‌توان ایران را ساخت».   رضا پهلوی با «تکیه بر جلادان»، خود را در جبهه‌یِ بازندگانِ تاریخ قرار داد؛ جبهه‌ای که حالا با لیست‌گذاریِ بین‌المللی، در حالِ فروپاشیِ کامل است.
۳. چرا کانون‌هایِ شورشی، «آنتی‌تزِ» این شراکت هستند؟

در حالی که رضا پهلوی در اندیشه‌یِ «سازش با سپاه» بود، کانون‌هایِ شورشی تنها نیرویی بودند که در میدانِ عمل، «جنگِ بی امان» با این غده‌یِ سرطانی را پیش بردند.

تفاوتِ ماهوی در همین‌جاست: برایِ کانون‌هایِ شورشی، سپاه «هدفِ نابودی» است، اما برایِ جریانِ موروثی، سپاه «شریکِ احتمالیِ قدرت».

لیست‌گذاریِ سپاه، تنها پیروزیِ بریتانیا نیست؛ پیروزیِ آن «خطِ سیاسی» است که ۴۰ سال است می‌گوید: «با تروریست نمی‌توان ایران را ساخت». 

رضا پهلوی با «تکیه بر جلادان»، خود را در جبهه‌یِ بازندگانِ تاریخ قرار داد؛ جبهه‌ای که حالا با لیست‌گذاریِ بین‌المللی، در حالِ فروپاشیِ کامل است.

این اقدامِ بریتانیا، رضا پهلوی را از یک «مهره‌یِ سیاسیِ موردِ حمایت» به یک «پدیده‌یِ منزویِ حقوقی» تبدیل کرده است. او اکنون کسی است که با نهادی «شریک» بوده که جهان آن را «تروریست» می‌داند.


اکنون که «نقابِ مماشات» از چهره‌یِ سیاست‌هایِ بین‌المللی افتاده و «ماهیتِ تروریستیِ سپاه» به صورتِ رسمی در بریتانیا ثبت شده است، ایران در لحظه‌یِ حساسِ «تعیینِ تکلیف» قرار دارد. دیگر نه «لابی‌هایِ پشت‌پرده» و نه «آلترناتیوهایِ ساختگی» نمی‌توانند اراده‌یِ ملت را به بیراهه ببرند.


بخش سوم: پایانِ عصرِ ابهام؛ حقِ مشروعِ مردم برای «تعیینِ سرنوشت»

اکنون که «نقابِ مماشات» از چهره‌یِ سیاست‌هایِ بین‌المللی افتاده و «ماهیتِ تروریستیِ سپاه» به صورتِ رسمی در بریتانیا ثبت شده است، ایران در لحظه‌یِ حساسِ «تعیینِ تکلیف» قرار دارد. دیگر نه «لابی‌هایِ پشت‌پرده» و نه «آلترناتیوهایِ ساختگی» نمی‌توانند اراده‌یِ ملت را به بیراهه ببرند.

۱. لیست‌گذاری؛ مشروعیت‌بخشی به «مقاومتِ میدانی»

وقتی نهادی مانندِ سپاه به عنوانِ سازمانِ تروریستی شناخته می‌شود، تمامِ قواعدِ بازی تغییر می‌کند. دیگر «مبارزه با سپاه» یک «شورش» نیست، بلکه بخشی از یک «وظیفه‌یِ بین‌المللی برایِ تأمینِ امنیت» است.
این لیست‌گذاری به معنایِ آن است که هر عملیاتی که کانون‌هایِ شورشی علیه مراکزِ سپاه و نهادهایِ امنیتیِ وابسته به آن انجام می‌دهند، در چارچوبِ «دفاعِ مشروعِ یک ملت» علیه یک گروهِ تروریستی تعریف می‌شود. این یک پیروزیِ استراتژیک است که به مبارزانِ در صحنه، «پوششِ حقوقیِ بین‌المللی» می‌دهد.


۲. «راهِ حلِ سوم»؛ نه شیخ، نه شاه، فقط اراده‌یِ مردم

ما امروز در حالِ عبور از آخرین ایستگاهِ دروغ سالیان ساخته مماشات و استعمار هستیم.

شیخ: با لیست‌گذاریِ سپاه، آخرین برگِ برنده‌یِ خود (تروریسمِ دولتی) را از دست داده و در حالِ فروپاشیِ درونی است.
شاه (موروثی): با افشایِ شراکتِ سیاسی‌اش با جلادان، جایگاهِ خود را به عنوانِ یک نیرویِ ملی از دست داده و در نزدِ تاریخ، شریکِ جرمِ سرکوب شناخته می‌شود.

در این میان، تنها «کانون‌هایِ شورشی» هستند که با تکیه بر سازمان‌یافتگی و بدونِ وابستگی به قدرت‌هایِ بیگانه، «تنها آلترناتیوِ واقعی» باقی مانده‌اند. آن‌ها نه با سازش، بلکه با «ایستادگیِ سازمان‌یافته» در حالِ بازپس‌گیریِ خیابان‌ها هستند.

ما امروز در حالِ عبور از آخرین ایستگاهِ دروغ سالیان ساخته مماشات و استعمار هستیم.



۳. دعوتِ استراتژیک از نسلِ جوان؛ ساختنِ فردایِ بدونِ ترور

پیامِ ما به نسلِ جوانی که امروز در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و کانون‌هایِ کارگری حضور دارد این است:

نبردِ اصلی، نبردِ «شناخت» است. نگذارید در غبارِ اخبارِ دروغین، حقیقتِ مبارزه گم شود. 
کسی که می‌گوید «با تروریست (سپاه) بسازید»، دشمنِ فردایِ شماست. 
کسی که می‌گوید «راهِ نجات، فقط بازگشتِ به گذشته است»، مانعِ آزادیِ شماست.
مبارزه، یعنی «سازمان‌یافتگی». کانون‌هایِ شورشی، بسترِ تحققِ اراده‌یِ ملی هستند. 
این کانون‌ها، «مدرسه» و «میدان» هستند؛ مدرسه‌ای برایِ یادگیریِ دموکراسی و میدانی برایِ شکستنِ استبداد.

امروز، با لیست‌گذاریِ سپاه، تاریخ به نفعِ ملتِ ایران ورق خورده است. آن‌هایی که با «جلادان» نان‌خورِ یک سفره بودند، اکنون در انزوایِ کامل قرار دارند. راهِ پیشِ رو نه در «چانه‌زنیِ پشتِ پرده»، که در «شفافیتِ میدانی» است. ایرانِ فردا، با هیچ «وارثِ دیکتاتوری» یا «تروریستِ مذهبی» ساخته نخواهد شد؛ ایرانِ فردا، تنها با اراده‌یِ سازمان‌یافته‌یِ مردمی ساخته می‌شود که دریافته‌اند «آزادی، خریدنی نیست؛ ساختنی است».

Comments

Popular posts from this blog

اعدام و جنگ؛ دو لبه‌ی قیچیِ رژیم برای بقا؛ چرا زمانِ پایانِ مماشات فرا رسیده است؟