از ۵ مهر ۱۳۶۰ تا کانون‌های شورشی؛ تداوم مبارزه برای آزادی ایران

 مقاله تحلیلی و تاریخی زیر بر اساس اسناد، تقویم مقاومت و سیر تکاملی مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران تدوین شده است تا پیوستگیِ بنیادینِ رخدادهای تاریخی با نسل جدید مبارزه را به تصویر بکشد:

از ۵ مهر ۱۳۶۰ تا کانون‌های شورشی؛ تداومِ سرخِ یک خط در مسیر آزادی ایران



تاریخ مبارزات معاصر ایران مملو از نقاط عطفی است که در آن‌ها، اراده‌ی یک ملت برای رهایی از بند استبداد، در برابر ماشین سرکوب حکومتی قد علم کرده است. در میان این تقویمِ خونین و پربار، پنجاه‌وهفتمین ماه و به‌ویژه روز ۵ مهر ۱۳۶۰، جایگاهی بی‌بدیل دارد. روزی که نه تنها یک تظاهرات خیابانی، بلکه طوفانی در قلب پایتخت بود که برای نخستین بار، تورِ اختناق و وحشتِ تحمیل‌شده توسط خمینی را در هم شکست.

این مقاله نگاهی است به ریشه‌های اصیل مقاومت سازمان‌یافته، سیر تکاملی آن از حماسه ۵ مهر تا تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، و پیوندِ ناگسستنیِ آن با کانون‌های شورشی در دوران کنونی؛ حلقه‌های یک زنجیره‌ی واحد که به سمت افق آزادی امتداد یافته‌اند.




۱. ۵ مهر ۱۳۶۰؛ شکستن طلسمِ رعب و وحشت در پایتخت

پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و زمانی که دیکتاتوری حاکم تظاهرات مسالمت‌آمیز صدها هزار نفری مردم و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران را به رگبار گلوله بست و جامعه را بر سر دوراهیِ «تسلیم یا مقاومت» قرار داد، مقاومت وارد فاز جدیدی شد. در نیمه‌ٔ شهریور همان سال، سلسله تظاهراتی سازماندهی شد که نقطه‌ٔ اوج باشکوه آن در ۵ مهر ۱۳۶۰ رقم خورد.

هدف، روشن و حیاتی بود: شکستن فضای رعب و وحشتی که حاکمیت برای فلج کردن اراده‌ی جامعه ایجاد کرده بود. تیم‌های سازمان مجاهدین دوشادوش مردم در صحنه حاضر شدند تا جامعه خود را محک بزند. در این روز، برای نخستین بار در تاریخ ایران تحت حاکمیت آتدوکراسی دینی، شعار کوبنده‌ی «مرگ بر خمینی» در فضای تهران طنین‌انداز شد؛ شعاری که تا پیش از آن کسی جرات بر زبان آوردن‌اش را نداشت.



 «رژیم گمان می‌کرد با کشتار و تیر خلاص‌های شبانه می‌تواند صداها را خاموش کند، اما پنجم مهر چهره‌ی واقعی یک هیولا را عیان کرد و ثابت کرد که حتی در دل خفقان نیز می‌توان دیوار ترس را فرو ریخت.»

بهای آن فریاد شجاعانه، شهادت ۱۱۴۲ مجاهد خلق در تهران بود؛ ۹۴۲ تن تیرباران شدند، ۲۳ مجاهد زیر شکنجه به شهادت رسیدند و ۴ تن سربدار گشتند. آن شب تهران در التهاب می‌سوخت، اما این خون‌های ریخته‌شده، بذرِ مقاومت سازمان‌یافته را در عمق جامعه‌ی ایران آبیاری کرد.



۲. از خونِ پاک شهیدان تا تولد «ارتش آزادیبخش ملی ایران»

تاریخ گواه است که هیچ سرکوبی قادر به نابودیِ اندیشه‌ای که برای حق آزادی مبارزه می‌کند، نیست. خون‌های پاکی که در مهر ۱۳۶۰ و سال‌های سیاهه‌ی دهه‌ی ۶۰ بر خاک ریخته شد، هدر نرفت؛ بلکه به سرمایه‌ی لایزالی تبدیل شد که ضرورتِ سازماندهیِ رزمنده و ساختاریافته را به اثبات رساند.

حرکتِ برخاسته از دل توده‌ها و مقاومتِ قهرآمیز در برابر استبداد، نیازمند دیسیپلین، استراتژی نظامی-سیاسی مدون و پاسداری از مرزهای شرافتِ یک ملت بود. از دل همین نیاز تاریخی و با تکیه بر پشتوانه‌ی عظیمِ شهدای سرفراز و رزمندگان جان‌ برکف، «ارتش آزادیبخش ملی ایران» متولد شد. ارتش آزادیبخش، پاسخِ سازمان‌یافته‌ی یک ملتِ به زنجیر کشیده شده بود که نشان داد مقاومتِ مردم ایران از فاز دفاعی و تدافعی عبور کرده و به نیروی قدرتمندِ تغییر و سرنگونیِ استبداد تبدیل شده است.



۳. کانون‌های شورشی؛ امتدادِ مدرنِ خطِ مقاومت در عصر حاضر

امروز، تداومِ همان خطِ سرخی که از ۵ مهر ۱۳۶۰ و سنگرهای ارتش آزادیبخش عبور کرده، در خیابان‌ها و شهرهای ایران توسط «کانون‌های شورشی» تجلی یافته است.

نسل جوان امروز ایران که در قیام‌های بزرگ (از جمله سال‌های ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و پس از آن) پرچم مبارزه را به دست گرفته، وارثِ حقیقیِ همان تاریخِ پرافتخار است. کانون‌های شورشی، شبکه‌های پویا، عمل‌گرا و آگاهی‌بخشی هستند که با تلفیقِ تجربه‌ی دهه‌ها مبارزه‌ی سازمان‌یافته با ابزارهای نوینِ ارتباطی و امنیتی، فضای رعب و سرکوبِ حاکمیت را روزانه به چالش می‌کشند.

 «مقاومت فقط یک خاطره یا عزاداری نیست؛ مقاومت یک «مسیر و استراتژی» است. کانون‌های شورشی ادامه‌دهندگانِ همان راهی هستند که در مهرماه‌های گذشته با خونِ بهترین فرزندان این خاک امضا شد.»

 


اگر در سال ۱۳۶۰، دیوارنویسی و شعار «مرگ بر خمینی» با بهای سنگین جان‌ها در خیابان‌های تاریک تهران طنین‌انداز می‌شد، امروز کانون‌های شورشی با روحیه‌ای هجومی، در سراسر ایران پیام سرنگونی، آزادی و برابری را تکثیر می‌کنند. این نشان می‌دهد که ماشین سرکوبِ رژیم در طول بیش از چهار دهه، حتی یک روز نتوانسته ریشه‌های این مقاومت را بخشکاند؛ چرا که این ریشه در اعماق تاریخ و اراده‌ی نسل‌به‌نسلِ جوانانِ شورشیِ این مرزوبوم دویده است.

نتیجه‌گیری

مسیرِ آزادی ایران، جاده‌ای هموار نبوده، بلکه با هزینه‌های سنگین، فداکاری‌های بی‌نظیر و خونِ پاک‌ترین انسان‌ها هموار شده است. از حماسه خونین ۵ مهر ۱۳۶۰ و ایستادگی‌های بی‌بدیل در برابر دژخیمان، تا شکل‌گیری ارتش آزادیبخش ملی و امروز ضرباتِ پی‌درپیِ کانون‌های شورشی به پیکر پوسیده‌ی استبداد ولایت فقیه؛ همه و همه حلقه‌های یک زنجیره‌اند.

تاریخ ثابت کرده است که رژیم‌های سرکوبگر رفتنی هستند، اما آنچه باقی می‌ماند، عزم راسخ نسلی است که خسته نمی‌شود، خسته می‌کند، و با آگاهی، سازمان و رزمِ بی‌امان خود، پرچم آزادی را تا فتح نهایی قله‌های پیروزی به اهتزاز درخواهد آورد. مسیر تا آزادی ادامه دارد...

Comments