نفی هر دو استبداد؛ چرا ملت ایران نه شاه را می‌خواهد و نه شیخ را؟


 بن‌ بست ارتجاع و استبداد؛ چرا ملت ایران راه بازگشت به گذشته را بسته است؟

تاریخ معاصر ایران گواه یک حقیقتِ انکارناپذیر است: ملتی که برای رهایی از چنگالِ یک دیکتاتوریِ خونین هزینه‌های سنگین پرداخت کرده و انقلاب ۵۷ را رقم زده است، هرگز اجازه نخواهد داد با دجال‌گری و ترفندهای رسانه‌ای، لاشه‌ی به جا مانده از استبداد سابق دوباره به میدان بازگردد.



۱. دو روی یک سکه؛ از ساواک تا تواب‌سازانِ حاکمیت آخوندی

استبداد، استبداد است؛ چه با تاج و چماقِ ساواک در دهه‌های گذشته، چه با عمامه و شکنجه‌گاه‌های اوین و گوهردشت در چهل سال اخیر. وابستگیِ دربارِ پهلوی به بیگانگان، غارت ثروت‌های ملی، سرکوب آزادی‌خواهان و خفقان مطلق سیاسی، زمینه‌ساز قیام بزرگ ملت ایران در سال ۱۳۵۷ شد. کسانی که امروز تلاش می‌کنند با سوءاستفاده از نارضایتی‌های به حق مردم از حکومت آخوندی، چهره‌ای منجی‌گونه از بقایای نظام سلطنتی بسازند، فراموش کرده‌اند که حافظه تاریخی ملت ایران پاک‌شدنی نیست.




۲. فریبِ جایگزینیِ فیک؛ آزادی با تعویض استبداد به دست نمیآید

آزادی، کالا یا هدیه‌ای نیست که از سوی شاهزادگانِ ورشکسته یا بقایای دربار به ملت ایران پیشکش شود. تجربه‌ی تاریخی اثبات کرده است که دیکتاتوری‌ها تمایلی به آزادی ندارند؛ آن‌ها تنها به دنبال بازگرداندن سیستمِ رانت، سرکوب و وابستگی پیشین هستند. راه رهایی، نه بازگشت به عقب، بلکه سرنگونی تام و تمامِ رژیم ولایت فقیه و نفی هرگونه سازش با زنجیرهای کهنه و نو است.

 «نه شاه، نه شیخ؛ رمز پایداریِ نسلی است که فهمیده است آزادی از مسیر اراده‌ی مستقل توده‌ها، فداییان پاکباز و مقاومت سازمان‌یافته می‌گذرد، نه از دلِ نوستالژی‌های دروغینِ سلطنتی.»

Comments