در سپهر سیاسی ایران، شعار «درود بر رجوی» تنها یک خطاب به یک فرد نیست. این شعار، در حقیقت تجلیِ یک هویت مبارزاتی، استراتژیِ نوین و تعهد به گذار از دیکتاتوری است. برای درک عمیق این مفهوم، باید بدون تعصب و با نگاهی تحلیلی به ریشهها و پیامدهای این شعار در مسیر مبارزات آزادیخواهانه ایران نگریست. این شعار، ستایشِ یک فرد نیست، بلکه ارج نهادن به استمرارِ تاریخیِ یک راه است که از سال ۱۳۴۴ آغاز شده و با عبور از گردنههای سختِ سرکوب و تصفیههای خونین، به بلوغِ تشکیلاتیِ کنونی رسیده است. در واقع، آنچه ما آن را به نامِ رجوی میشناسیم، تبلورِ یک متدولوژیِ مبارزاتی است که ثابت کرده بقایِ مبارزه، برخلاف جنبشهای هیجانی، تنها در گروِ «سازمانیافتگی» و پرداختِ بهای سنگینِ آن است
 |
صدایِ یکپارچهی آزادیخواهان؛ تجمعاتی که فراتر از یک حضورِ فیزیکی، نشاندهندهی همبستگیِ تشکیلاتی برای رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک است. |
 |
| سازمان یافتگی اساس یک مقاومت و شالوده حیات آن است |
۱. تعریف نوین از مبارزه: عبور از «فردگرایی» به «سازمانیافتگی»
تاریخ مبارزات ایران نشان میدهد که بسیاری از جنبشها به دلیل فقدان تشکیلات و ایدئولوژیِ منسجم، در میانه راه به بیراهه رفته یا توسط نیروهای ارتجاعی بلعیده شدهاند.
 |
طنینِ ارادهی ملی در قلبِ اروپا؛ فراخوان برای قطعِ بازوهای سرکوب و اخراجِ مزدورانِ رژیم از سفارتخانههایی که به مراکزِ جاسوسی و ترور تبدیل شدهاند. |
شعار درود بر رجوی در میان هواداران و حامیان مقاومت ایران، به معنای تأیید بر روی سه اصل است که منش نوین مبارزه را شکل داده است:
تشکیلاتپذیری: جایگزینی فعالیتهای پراکنده با ساختار سازمانیافته.
مرزبندی با ارتجاع و استعمار: ایستادگیِ بیسازش بر سرِ اصولِ استقلال و آزادی، برخلاف جریانهای اپورتونیستی که به دنبال زدوبند با حاکمیت یا قدرتهای خارجی هستند.
تکامل ایدئولوژیک: عبور از سنتهای کهنه و ارائه راهکارهای نوین برای سرنگونی دیکتاتوری مذهبی.
 |
یادی از نتایج یک کار سازمان یافته منسجم که به یک پیروزی شگرف در تاریخ اروپا و جهان تبدیل شد دشمنان را بور و کور کرد |
۲. چرا این شعار، «وزین و حساس» است؟
حساسیت این شعار در برابر حملات رسانهای دشمنان مقاومت (اعم از حاکمیت یا گروههای نیابتی در ظاهر اپوزیسیون) ناشی از تأثیرگذاریِ آن است. برای درک این حساسیت، باید به سه لایه از تخریبها پاسخ داد:
دشمنان جریان مبارزاتی | هدف از جعل و تخریب |
|---|
حاکمیت جمهوری اسلامی | ایجاد ترس از «آلترناتیو» و القایِ ناتوانیِ جنبش. |
نیروهای نیابتی (سلطنتطلبان/جمهوریخواهان مرتجع) | مصادره به مطلوبِ خیزشها و ممانعت از شکلگیری یک جنبش اصیل و سازمانیافته. |
رسانههای جعلی | ترویج پوچگرایی و ناامیدی نسبت به توان تغییر توسط نیروهای داخل و خارج کشور. |
حملاتِ اضداد (اعم از سلطنتطلبان و جمهوریخواهان وابسته) به این شعار، ناشی از هراسِ آنها از «فاکتورِ استقلال» است. در منطقِ این گروهها، رهبریِ جنبش باید در راهروهای دیپلماتیکِ قدرتهای خارجی تعیین شود؛ اما آنچه آنها را به خشم میآورد، تکیه شعارِ «درود بر رجوی» بر یک پایگاه اجتماعیِ سازمانیافته و مستقل از استعمار است. تاریخِ معاصر ایران گواه است که هرگاه جریانهای اپوزیسیون به حمایتهای خارجی تکیه کردند، جنبش را به بیراهه بردند؛ در حالی که این خطِمشی، آزمونِ دشوارِ استقلال را در سختترین شرایط پس داده است.
 |
ورزشگاه امجدیه تهران مجروحین میلیشیای مجاهد خلق که با انضباط بالای تشکیلاتی و سازمان یافتگی بالا مانع از ورود اراذل و چماقداران ارتجاع خمینی به ورزشگاه شدند |
۳. نگاه کارشناسانه به سرنوشت مملکت
شعار «درود بر رجوی» به عنوان نماد یک استراتژیِ راهگشا، افقهای زیر را برای جامعه ایران ترسیم میکند:
آزادی و دموکراسی: تکیه بر «شورای ملی مقاومت» به عنوان نمادِ دموکراسیِ جایگزین در دوران گذار. تأکید بر نقش رجوی، به معنای نفیِ دموکراسی نیست، بلکه ارج نهادن به «معمارِ برنامهریزی» است. شورای ملی مقاومت، به عنوان طولانیترین ائتلافِ دموکراتیک در تاریخ معاصر ایران، اثبات کرده است که رهبریِ این جریان نه بر «حکمِ فردی»، بلکه بر «برنامه» (مانند برنامه دهمادهای برای ایران فردا) استوار است. نقش رجوی در اینجا، تسهیلِ ائتلافِ متنوعترین طیفهای سیاسی در یک جبهه متحد است؛ حقیقتی که در برابر استبدادِ تاریخیِ بازگشتطلبان، الگویِ نوینِ دموکراسیِ تشکیلاتی را به نمایش میگذارد.
استقلال واقعی: ردِ هرگونه وابستگی به بیگانگان یا تمایل به بازگشت به دیکتاتوریهای پیشین (مانند سلطنت که در مقابلِ خواستِ اصلیِ انقلاب ۵۷ بود).
عدالت اجتماعی: تحقق آرمانهای مبارزاتی با تکیه بر نیروی سازمانیافته و نه اتکا به حمایتهای خارجی.
 |
| شعار درود بر رجوی بر دیوارهای شهرهای ایران |
نتیجهگیری
حمایت از این خط مشی، نه یک حمایتِ شخصی، بلکه انتخابِ یک «مسیر» برای رسیدن به ایرانی آزاد و مستقل است. در شرایطی که جریاناتِ بهظاهر روشنفکر با تکیه بر ارتجاع و در دامنِ جعلیاتِ حاکمیت گرفتار شدهاند، نگاه به سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت، نگاه به قطبنمایی است که راهِ برونرفت از بحرانهای جاری و ساختنِ فردایِ میهن را نشان میدهد. آنچه به این شعار اعتبار و تقدس میبخشد، نه نامِ شخص، بلکه آن «تاریخِ بیسازش» است که در اوجِ ناامیدی، چراغِ مبارزه را روشن نگه داشته است. این شعار، نمادِ عبور از فردگراییِ توخالی و رسیدن به «رهبریِ متکی به برنامه» است؛ راهی که ثابت کرده برای آزادی، داشتنِ «سازمان» و «رهبرِ تاریخساز» شرطِ حیاتی است.
Comments
Post a Comment