از سناریوسازی‌های امنیتی تا واقعیت یک نبرد؛ چرا مجاهد خلق تسلیم‌ناپذیر است؟

 از سناریوسازی‌های امنیتی تا واقعیت یک نبرد؛ چرا مجاهد خلق تسلیم‌ناپذیر است؟

ایستادگی کانون‌های شورشی و شبکه زیرزمینی مقاومت در برابر پروپاگاندای اطلاعات رژیم


این روزها دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی، با مانور روی پرونده‌ها، ویدیوهای کشف مهمات و ادعاهای سناریوسازی‌شده علیه شبکه زیرزمینی مجاهدین—از پرونده‌های اخیر تا ماندگارانی همچون شهید وحید بنی‌عامریان و دیگر جاودان‌فرزندان این مرزوبوم ارغوان فلاحی  و آخرین آنها مجاهد خلق مهدی خانکی —سعی در هراس‌افکنی و معکوس جلوه دادن حقیقت دارند. 
اما این نمایش‌ها نه‌تنها اقتدار رژیم را نشان نمی‌دهد، بلکه اعترافی ناخواسته به عمق نفوذ، سازمان‌یافتگی و آمادگی بی‌نظیر یک جریان اصیل در دل شهرهای ایران است.

۱. خنثی‌سازی پروپاگاندا؛ چرا تبلیغات وزارت اطلاعات معکوس عمل می‌کند؟

هدف دستگاه اطلاعاتی از انتشار فهرست تجهیزات، خانه‌های آماد و ویدیوهای تعقیب و مراقبت، ایجاد رعب و برچسب‌زنی است. اما در معکوس‌سازی این روایت، حقیقت دیگری آشکار می‌شود:

  • اثبات حضور میدانی: این گزارش‌ها خود معترفند که نبرد از حالت کلامی خارج شده و یک شبکه سراسری و آموخته در زیر پوست شهرهای ایران جریان دارد.

  • هراس از تشکیلات اصیل: رژیم خوب می‌داند با جریانات بی‌هزینه و مجازی روبرو نیست؛ بلکه با نیروهایی مواجه است که زیست زیرزمینی و نبرد سازمان‌یافته را به عنوان تنها راهکار سرنگونی پذیرفته‌اند.

 
فداکاری شهدای مقاومت و پرداخت قیمت برای سرنگونی استبداد و آزادی مردم ایران


۲. منشور فدا؛ فراتر از مال، خانواده و تعلقات
تفاوت بنیادی مجاهد خلق با دیگر مدعیان در همان منطقی است که در لحظه انتخاب شکل می‌گیرد. وقتی صحبت از حق حاکمیت مردم، آزادی و کرامت انسانی به میان می‌آید، مجاهد خلق تمام خطوط تعلق شخصی را عبور می‌دهد:


  • در آن لحظه حساس، نه مال و ثروت، نه تعلقات خانوادگی (پدر، مادر، فرزند) و نه آسایش فردی، هیچ‌کدام توان برابری با مسئولیت‌پذیری در برابر «وطن و مردم» را ندارند.

  • الگوی شهدایشان از آغاز تأسیس این سازمان تا امروز  چون وحید بنی‌عامریان و مهدی  خانکی و دیگر شهیدان قهرمان، گواه این حقیقت است که این مسیر، یک تصمیم آنی نیست؛ بلکه یک پرداخت قیمت روزانه و لحظه‌به‌لحظه با خون و جان است.

همین ویژگی است که در دنیای آلوده به زر، زور، تقلب، فساد و تباهی سیاست‌های استعماری و ارتجاعی، مجاهدین را به تنها نیروی رها شونده و رها کننده تبدیل کرده است؛ نیرویی که چون چیزی برای خودش نمی‌خواهد، غیرقابل معامله و شکست‌ناپذیر است.

مسعود رجوی و مریم رجوی؛ منطق فدا و راهکار سرنگونی دیکتاتوری در ایران


۳. در مکتب رهبری مقاومت؛ منطق پرداخت قیمت

این راه و رسم، ریشه در آموزه‌ها و خط استراتژیک رهبری این جنبش دارد:

مسعود رجوی: «قیمت آزادی را باید پرداخت؛ آزادی هرگز مجانی به دست نمی‌آید و هیچ کس آن را در سینی طلایی به ملتی اهدا نکرده است. سرنگونی استبداد، نبرد پاک‌بازانی است که از همه‌چیز خود برای آزادی مردمشان می‌گذرند.»


این همان منطق استراتژیکی است که مرز میان مبارزه واقعی با پروژه‌های دست‌ساز استعماری را مشخص می‌کند. همچنین در همین راستا، نقشه راه فردا و ارزش‌های انسانی این نبرد توسط رهبری مقاومت این‌گونه ترسیم شده است:

مریم رجوی: «ما آمده‌ایم تا همه چیز خود را برای آزادی مردم ایران بدهیم، بدون آنکه چیزی برای خود بخواهیم. تعهد ما، برپایی یک ایران آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر برابری است؛ ایرانی که در آن رأی و اراده مردم، تنها ملاک حاکمیت باشد.»

نتیجه‌گیری: شکسته شدن موج سرکوب در برابر اراده نهایی


موج اعدام‌ها، پرونده‌سازی‌ها و شوهای تلویزیونی وزارت اطلاعات، آخرین ابزارهای حکومتی است که در بن‌بست کامل سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. شهادت و پایداری مجاهدین در این سال‌ها اثبات کرده است که شکنجه، زندان و چوبه دار، توان متوقف کردن اراده‌ای را که برای مردمش از همه چیز گذشته است ندارد. آینده ایران را نه پروپاگاندا و سناریوهای امنیتی، بلکه همین ایمان، فداکاری و نبردِ بی‌امان رقم خواهد زد.

Comments

Popular posts from this blog

اعدام و جنگ؛ دو لبه‌ی قیچیِ رژیم برای بقا؛ چرا زمانِ پایانِ مماشات فرا رسیده است؟

تحلیلِ استراتژیک: چرا بریتانیا اکنون «نقاب» را کنار زد؟