پشت پردهی یک دروغ؛ چرا نوستالژیِ پهلوی سرابی بیش نیست؟
پشت پردهی یک دروغ؛ چرا نوستالژیِ پهلوی سرابی بیش نیست؟
مقدمه
برای نسلی که امروز در ایرانِ تحت حاکمیت آخوندها، رنجِ فقر، تورم و خفقان را با تمام وجود لمس میکند، طبیعی است که هر روایتِ جایگزینی جذاب به نظر برسد. اما راهحلِ رهایی از چنگالِ استبدادِ فعلی، پناه بردن به لاشهی پوسیدهٔ استبدادِ گذشته نیست. بیایید بدون تعارف و با تکیه بر فکتهای تاریخی، کلاه بگذاریم کنار و به کارنامهی سلطنت نگاه کنیم:
۱. افسانهی توسعه و واقعیتِ ویرانی:
میگویند «درآمد نفت بالا بود». بله؛ اما این درآمد نجومی کجا رفت؟ به جای ساخت زیرساختهای انسانی، آموزش و بهداشتِ سراسری (که در سال ۱۳۵۷ نزدیک به ۷۰ درصد روستاهای ایران از آب سالم و برق محروم بودند)، میلیاردها دلار پولِ این ملت صرف خرید تسلیحاتِ نظامی از اربابان غربی شد تا بقای دربار تضمین شود. بخش عظیمی از ثروت ملی نیز توسط خاندان پهلوی در حسابهای خارج از کشور انباشته شد.
۲. ساواک؛ ماشینِ تولیدِ سکوت و شکنجه:
آزادی بیان؟ در دوران پهلوی حتی سایهٔ انتقاد هم تحمل نمیشد. ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) به فرماندهی مستقیم دربار، نه یک نهاد امنیتی معمولی، بلکه کارخانهی شکنجه، اعدام و خفه کردنِ هر صدای آزادیخواهانهای بود. رهبران و مبارزان راستینِ راه آزادی سالها در زندانهای مخوف شاه زیر شکنجههای قرونوسطایی بودند.
۳. وابستگیِ ساختاری به بیگانه:
حکومتی که با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بر دوشِ مداخلات سرویسهای اطلاعاتی خارجی (سیا و اینتلیجنس سرویس) به قدرت بازگردد، ماهیتاً یک حکومتِ وابسته است. استقلالِ سیاسی، خط قرمزِ دربار بود؛ چرا که حاکمیتِ شاه خود را نه وامدار ملت ایران، بلکه گماشتهای برای مناف و قدرتهای بزرگ میدانست.
![]() |
نکته طلایی برای نسل امروز: آزادی با تغییر شکلِ دیکتاتور به دست نمیآید. نه شاه و نه شیخ؛ هر دو روی یک سکهاند: سکهی استبداد، وابستگی و غارت. راه رهایی، اتکا به ارادهی مستقل مردم و مقاومت سازمان یافته برای استقرار حاکمیت مردم است.





.png)

Comments
Post a Comment