از «گوساله سامری» تا «توهمِ سلطنت»؛ چرا پروژهیِ پهلوی در برابرِ ارتشِ آزادیبخش شکست خورده است؟
از «گوساله سامری» تا «توهمِ سلطنت»؛ چرا پروژهیِ پهلوی در برابرِ ارتشِ آزادیبخش شکست خورده است؟
تاریخِ سیاسیِ ایران در چهار دهه اخیر، پر از تلاشهایِ مذبوحانه برایِ حفظِ رژیمِ ولایتفقیه از طریقِ «آلترناتیوسازیهایِ کاذب» بوده است. هرگاه ارکانِ نظامِ آخوندی به لرزه درآمده، استعمار و ارتجاعِ حاکم، یک «گوساله سامری» علم کردهاند تا افکارِ عمومی را از مسیرِ درستِ سرنگونی منحرف کنند. در دهه ۷۰، این نقش را آخوند خاتمی با شعارِ «اصلاحات» بازی کرد تا یک «دریا دوغ» برایِ مماشاتگرانِ خارجی فراهم کند و جلویِ خشمِ مردم را بگیرد. امروز، همان سناریو با مهرهای جدید به نامِ رضا پهلوی در حالِ تکرار است.
![]() |
| یک طرف تلاش ومایه گذاری کانونهای شورشی و طرف دیگر چرخش پول خونین ملاها در پروژه رضا پهلوی |
۱. حبابِ پهلوی؛ پروژهای برایِ حفظِ وضعِ موجود!
رضا پهلوی، نه به عنوانِ یک رهبرِ سیاسی، بلکه به عنوانِ یک «پروژهیِ رسانهای» تعریف میشود. برخلافِ ادعاهایِ مکررِ رسانههایِ وابسته به مماشات، او هیچگاه حاضر به پذیرشِ مسئولیتِ پاسخگویی در هیچ تشکیلاتی نبوده است. همانطور که در پارلمانِ هلند شاهد بودیم، وقتی در برابرِ پرسشهایِ بنیادینِ حقوقبشری و سوابقِ خانوادهاش قرار میگیرد، به جایِ پاسخگویی، به توجیه و انکار متوسل میشود. این رفتار، دقیقاً نشاندهندهٔ ماهیتِ این جریان است: تلاشی برایِ «مدیریتِ گذار» به شکلی که ساختارهایِ دیکتاتوری (چه در قالبِ پیشین و چه فعلی) حفظ شوند.
۲. نمایش در برابرِ سازمانیافتگی
تفاوتِ جوهریِ این «پروژه» با «ارتشِ آزادیبخش ملی ایران» در یک کلمه خلاصه میشود: تشکیلات.
پروژهیِ پهلوی: مبتنی بر هیاهویِ رسانهای، حضور در پارلمانها و تکیه بر حمایتِ لابیهایِ مماشاتگر است که هیچ تأثیری در تغییرِ تعادلِ قوا در میدانِ نبرد ندارد.
کانونهایِ شورشی: بازویِ اجراییِ ارتشِ آزادیبخش هستند که با به خطر انداختنِ جانِ خود، مستقیماً پایههایِ قدرتِ رژیم را در خیابانها هدف قرار دادهاند.
تاریخ ثابت کرده است که رژیمی با ماهیتِ «خونریز، عقبمانده و دزد»، با مذاکره و نمایشهایِ پارلمانی سرنگون نمیشود. این رژیم تنها زبانِ قدرت و مقاومتِ سازمانیافته را میفهمد.
![]() |
| آینده روشن با ارتش آزادیبخش ملی ایران یگانه راه برای رسیدن به آزادی |
۳. نتیجهگیری؛ تنها راهِ رهایی
وضعیتِ امروزِ ایران به نقطهای رسیده که دیگر جایی برایِ بازیهایِ «استحاله» باقی نمانده است. کسانی که به دنبالِ حفظِ منافعِ خود در پسِ چهرهیِ پهلوی هستند، همانهاییاند که روزی به آخوند خاتمی دل بسته بودند.
حقیقتِ رویِ زمین، توسطِ کانونهایِ شورشی نوشته میشود. هر گام که این کانونها برمیدارند، لرزهای بر پیکرِ دیکتاتوری است. سرنگونی نه در سالنهایِ لاهه، بلکه در میادینِ نبردِ کانونهایِ شورشی رقم خواهد خورد.


_cleanup.png)



Comments
Post a Comment