از حبابِ مماشات تا بنبستِ پهلوی: چرا تشکیلات، تنها مسیرِ عبور از دیکتاتوری است؟
![]() |
| واقعیتِ عریانِ یک نمایشِ سیاسی: وقتی پروژههای رسانهای و حبابهای استعماری در برابر واقعیتِ جامعه و فقدان تشکیلاتِ واقعی فرو میپاشند. تنها راهِ عبور از دیکتاتوری، مقاومتِ سازمانیافته است. |
در حالی که توافقهایِ پوشالی میانِ دولتهایِ غربی و رژیمِ آخوندی به سرعت در حالِ فروپاشی است و شعلههایِ جنگِ نیابتیِ رژیم دوباره دامنگیرِ منطقه شده است، حقیقتِ پنهانمانده در پسِ پردهیِ دیپلماسیِ مماشاتگران، بیش از هر زمانِ دیگری خود را نمایان میکند. ماکرون و دیگر سیاستمدارانِ اروپایی که با امضایِ توافقهایِ پنهان، به دنبالِ خریدِ زمان برایِ رژیم بودند، اکنون در برابرِ نتیجهیِ سیاستهایِ خود خلعسلاح شدهاند. این سیاست، نه تنها به صلح نیانجامید، بلکه چاقویِ سرکوبِ جلادانِ تهران را بر گلویِ مردمِ ایران تیزتر کرد.
۱. پروژه پهلوی: مهندسیِ انحراف از سرنگونی
غرب برایِ آنکه از قدرتِ واقعیِ سرنگونی جلوگیری کند، پروژهیِ «رضا پهلوی» را به عنوانِ یک آلترناتیوِ کاذب و بیخطر مطرح کرد. نشریه ایتالیایی «پانوراما» در گزارشی در ژوئیه ۲۰۲۶، به صراحت به این «حبابِ توهم» اشاره کرده و مینویسد: «تبدیل کردن یک نماد رسانهای به یک رهبر سیاسی تا چه اندازه خطرناک است؛ اقدامی که امیدهای غرب را با واقعیت ایران درهم میآمیزد». این گزارش تأکید میکند که سکوتِ ناگهانی و ناپدید شدنِ رضا پهلوی از صحنهیِ اخبار، گواهی بر شکستِ این پروژه است که عملاً هیچ پایگاهِ تشکیلاتی در درونِ ایران نداشت.
۲. اشتراکِ فرهنگِ امنیتی: وقتی «اپوزیسیوننما» زبانِ پاسدار میشود
یکی از شگفتیهایِ سیاسیِ دورانِ کنونی، همراستاییِ عجیبِ هوادارانِ پهلوی با دستگاهِ امنیتیِ جمهوریِ اسلامی است. این جریانات، در برخورد با «سازمانِ مجاهدینِ خلقِ ایران» از همان دایرهالمعارفِ شیطانسازی استفاده میکنند که پاسدارانِ ولایت فقیه به کار میبرند. استفاده از اتهاماتِ تکراری و امنیتی علیه جریانِ سازمانیافتهای که دهههاست هزینه سرنگونی را پرداخته است، نشان میدهد که هدفِ اصلیِ این جریانات، نه سرنگونیِ نظام، بلکه حفظِ وضعیتِ موجود از طریقِ تخریبِ آلترناتیوِ واقعی است.
۳. شعار «درود بر رجوی»؛ مرزِ میانِ مبارزهیِ واقعی و نمایشهایِ استعماری
در این میان، شعار «درود بر رجوی» به عنوانِ قطبنمایِ حرکتِ مبارزاتی مطرح شده است. چرا این شعار اینگونه لرزه بر اندامِ اضداد میاندازد؟ زیرا این شعار نه یک انتخابِ ساده، بلکه مهرِ تأیید بر اصولِ ناگسستنیِ یک تشکیلاتِ واقعی است. در برابرِ پروژههایِ رسانهای که با یک توفانِ سیاسی متلاشی میشوند، مجاهدین تنها تشکیلاتی هستند که با اتکا به کادرهایِ آموزشدیده، مرزبندیِ قاطع با ارتجاع و استعمار، و برنامهای روشن برایِ دورانِ گذار، به عنوانِ تنها آلترناتیوِ دموکراتیک در برابرِ سرکوبِ سازمانیافتهیِ دیکتاتوری ایستادهاند.
نتیجهگیری:
امروز، جنگِ واقعی نه بر سرِ توافقهایِ دیپلماتیک، بلکه بر سرِ «انتخابِ مسیر» است. آیا باید به دنبالِ حبابهایِ استعماری رفت که نتیجهاش تیزتر شدنِ لبهیِ تیغِ جلاد است؟ یا باید به مسیرِ سازمانیافتهای تکیه کرد که شعارِ «درود بر رجوی» در آن، نمادِ عبور از همه زدوبندها و ایستادن بر سرِ عهدِ آزادی است؟ تاریخ ثابت کرده است که دیکتاتوری تنها در برابرِ «تشکیلاتِ سازمانیافته» زانو میزند.
| سپاه تداوم تاریخی ساواک است |
مراجع:





Comments
Post a Comment