هراس از یگانگی؛ چرا «شیخ و شاه» در برابرِ حقیقت متحد شدهاند؟
هراس از یگانگی؛ چرا «شیخ و شاه» در برابرِ حقیقت متحد شدهاند؟ «اینان هراسشان ز یگانگیِ ماست...» این کلامِ زندهیاد خسرو گلسرخی، نه یک جمله شعاری، بلکه واقعیتی است که امروز در سپهرِ سیاسیِ ایران به وضوح دیده میشود. وقتی «رضا پهلوی» به عنوان نمادِ جریانِ موروثی و «رژیم آخوندی» به عنوان نمادِ استبدادِ مذهبی، علیرغمِ تمامِ نمایشهایِ دشمنی، در عمل علیه ارادهیِ دموکراتیکِ مردمِ ایران همراستا میشوند، یک حقیقتِ تاریخی برملا میشود: هر دو، دو لبهیِ یک قیچی برای بریدنِ ریشههایِ آزادی هستند. ۱. معماریِ یک تبانی؛ پروژه «پهلوی» در خدمتِ بقایِ استبداد آنچه امروز تحتِ عنوانِ جریانِ پهلوی در فضایِ سیاسی مشاهده میشود، یک جنبشِ خودجوشِ مبارزاتی نیست، بلکه یک «پروژه» برایِ کنترلِ وضعیت است. مهندسیِ اطرافیان: بررسیِ ترکیبِ اطرافیان و حلقهیِ پیرامونیِ رضا پهلوی نشان میدهد که این افراد نه بر اساسِ سوابقِ مبارزاتی، بلکه بر اساسِ «قابلیتِ پذیرش برایِ حامیانِ مماشات» دستچین شدهاند. نقشِ کنترلگری: این جریان به عنوان یک «آلترناتیوِ منفعل» از سویِ بقایایِ رژیم و لابیهایِ بینالمللیِ م...